شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل را بسوز و درد نهان را دوا طلبچون شعله از گداختگی توتیا طلب
۲
وحشت طراز نرگس مستش بهانه جوستبیگانه شو از او نگه آشنا طلب
۳
آسودگی نتیجه دهد خاکساریتصندل برای درد سر از خاک ما طلب
۴
اندوه روزگار به وارستگی گذاردرمان درد خویش ز دارالشفا طلب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth