شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی ز دور به صد رنگ می‌نمایندتچو آب گشت دلت سنگ می‌نمایندت
۲
تو مست باده نیرنگ و مطربان پرکارچه نغمه‌ها ز یک آهنگ می‌نمایندت
۳
توکل تو بلند است و آرزو فربهقبای فقر از آن تنگ می‌نمایندت
۴
دلت چو سخت ستم شد به اشک مظلومانحباب را گره سنگ می‌نمایندت؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth