شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوخت زندان خمارم سفر شیشه کجاستگوشه میکده آن دیر حرم‌پیشه کجاست
۲
زندگی تلخ‌تر از مرگ بود بی غم عشقسوخت خون در رگم آن نشتر اندیشه کجاست
۳
تا کی از بازوی فرهاد توان لاف زدندل سختی که شود سرشکن تیشه کجاست
۴
تا گل مضحکه از مستی زاهد چینمباده آن مصلحت‌اندیش سخا‌پیشه کجاست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth