شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رسوای دهرم و غم پنهاینم به جاستخاکم به باد رفت و گرانجانیم به جاست
۲
حیرت پرست یاد تو بودم جنون رسیداز یاد خویش رفتم و حیرانیم به جاست
۳
در دیده نقش کعبه و در دل هوای دیرهرگز نه کافری نه مسلمانیم به جاست
۴
معمورتر زخانه آیینه گر شومدر دل غبار حسرت ویرانیم به جاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth