خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تنگ غم تو خانه دل از هوا پر استلب از ترانه خالی و گوش از نوا پر است
۲
در دام شکوه ناله شکستن چه لازم استدنیا فراخ و سلسله بسیار و جا پر است
۳
از خاطرش اراده نظاره برده ایمآیینه داغ شو که دل او ز ما پر است
۴
جوش بهار گردش چشم سیاه کیستصد شیشه گشت خالی و جام هوا پر است
صفحهٔ ۱ از ۲