شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه همین دام و نه دانه بسیار استدر هوا آشیانه بسیار است
۲
لب خاموش و خلق بدنامندگفتگو پر بهانه بسیار است
۳
راستیها به کیش پیر جنونیک کمان را دو خانه بسیار است
۴
خون خود ریختن مروت نیستخلق را هم بهانه بسیار است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth