خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به کشتنم نه همین حرف هجر یار پر استبه ملک طاقت من یاد انتظار پر است
۲
برای خاطر او پاسبان گل شده امز دل تپیدنم آیینه از غبار پر است
۳
صدای ناله زنجیر ما نمی آیدغنیمت است که دیوانه در بهار پر است
۴
نوای بلبل باغ وفا شمیم گل استکه یاد خنده گر آرد لبش به بار پر است
صفحهٔ ۱ از ۴