شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به بزم عشق نه تنها دل شکسته پر استپیاله می و دست نگار بسته پر است
۲
کنم به رنگ دگر هر نفس پر افشانیزگرد راه تو گلهای دسته بسته پر است
۳
به دامگاه تو عمر سخن دراز شوددل دویده پر و معنی نبسته پر است
۴
به فال گوش رمیدن نشسته طاقت ماکه گوشها ز سخنهای جسته جسته پر است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth