خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
موم شمع کشته از دل چون شد آهن بهتر استخانه زاد شوخ از فرزند بودن بهتر است
۲
برق تازان را غبار اینجا حصار آهن استگر شوی در نیستی پنهان ز جوشن بهتر است
۳
بهتر از صد دل وفای تازه یک جو از قدیمجمله عالم دوست باش آن دوست دشمن بهتر است؟
۴
روی آسایش نبیند دست از دست سنانپیچ و تاب مار از تار فلاخن بهتر است؟
صفحهٔ ۱ از ۲