شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پرواز هوای تو که بال و پر شمع استگلدسته شوخی است که زیب سر شمع است
۲
پرواز شرر شبنم و افروختگی گلامشب ز رخت سیر چمن در سر شمع است
۳
امشب که تو ساقی شده ای شمع بخنددمی شبنم گلزار دماغ پر شمع است؟
۴
برخیز به یکباره که گل رنگ ببازدصبح است خرام تو که غارتگر شمع است؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth