خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نی همین نقش پی شوق جنون پیما دل استشبنم خاری که می بینی در این صحرا دل است
۲
جای حاصل آرزوی تشنه خرمن کرده ایمقطره باران ابر ناامیدی ها دل است
۳
با هجوم آرزو شوق سبکرو چون کنداز سرشکم قطره تا گوهر در این دریا دل است
۴
ترک مطلب با دو عالم آرزو خوش کرده ایماختیار کیسه پردازان سودا با دل است
صفحهٔ ۱ از ۲