خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز فیض گریه چمن یک بساط چیده ماستبهار نشئه می حاصل رسیده ماست
۲
چراغ حسن بود روشن از فروغ حجابگلی که خنده ندانسته نور دیده ماست
۳
گلی زگلشن عیش گذشته می چینمبهار رفته نشان دل رمیده ماست
۴
به رنگ و بوی گل از یاد خویشتن رفتموداع اول شوق سفر ندیده ماست
صفحهٔ ۱ از ۲