خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردی که رنگ چاره نداند دوای ماستشمعیم و زود کشتن ما خونبهای ماست
۲
در عاشقی به اوج توکل رسیده ایماز فیض فقر بال هما بوریای ماست
۳
درکشتی حباب کشیدیم رخت خویشخاطر شکسته ایم و خطر ناخدای ماست
۴
در بزم بیخودان تو قانون دیگر استلب بسته ایم و ساز خموشی نوای ماست
صفحهٔ ۱ از ۱