شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل پروانه فروغ گهر راز من استاشک بلبل نمک گریه غماز من است
۲
چهره باده پرستی شفق راز من استپر طاووسی می شوخی پرواز من است
۳
عمری از خوی کسی کوره دل تافته امشعله خاکستر آیینه پرواز من است
۴
تپش دل به لبم فرصت یک ناله ندادگوشها پرده نشنیدن آواز من است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth