شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه بی تاثیر من تیر من استهر که از من می برد پیر من است
۲
سر به سر خواب پریشان دلمخاطر آشفته تعبیر من است
۳
گرد می خیزد ز دل جای نفسخوش خرابم وقت تعمیر من است
۴
گشته ام دیوانه زلف کسیمعنی پیچیده زنجیر من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth