شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آهم از بس که آتشین استبا ناله من اثر قرین است
۲
نه عقل به من گذاشت نه دینچشمت که بلای عقل و دین است
۳
در مصحف عارضت به خوبیابروی تو آیت مبین است
۴
آن خال سیه نگر که چون موردر مزرع حسن خوشه چین است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth