خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گلستان شرم و گلزار حیا آورده استهر تغافل صد نگاه آشنا آورده است
۲
جنگش از صلح آشناتر صلحش از جنگ آه آهاینقدر شوخی ندانم از کجا آورده است
۳
بنده رویش توان شد تندی خویش نگرقاصد ما نامه را رو بر قفا آورده است
۴
ای که می پرسی چرا سیلاب خون شدگریه اتتیر او بر دل نمی دانی چها آورده است
صفحهٔ ۱ از ۲