خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مطرب ترانه ای که دماغم رسیده استاز آب شعله میوه باغم رسیده است
۲
آیینه خانه دل بیدار گشته اماین پرتو از کدام چراغم رسیده است
۳
مجنون به گرد جوش و خروشم نمی رسدبوی بهار دل به دماغم رسیده است
۴
در پای سرو شیشه و گل جوش می زندزین باده تا دماغ ایاغم رسیده است
صفحهٔ ۱ از ۲