خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بویی بیخودم رویی که دیده استشکار حیرتم مویی که دیده است
۲
پری در سایه بال فرشتهبه غیر از چشم و ابرویی که دیده است
۳
فرنگستانی از هر حلقه زلفپرستاران بت هویی که دیده است؟
۴
غزال شیر صولت سرو بد مستپریرویی سمن بویی که دیده است
صفحهٔ ۱ از ۲