شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از خوی تو عالم چمن شعله نگاری استهر دود دل سوخته بویی ز بهاری است
۲
پیداست دلی هر طرف از شبنم اشکیرنگین چمن گریه ما آیینه زاری است
۳
تاج زر و خفتان گل ارزانی گلشنچون شعله کله گوشه ما سایه خاری است
۴
بیهوشی ما درگرو جام و سبو نیستکیفیت منصور از این باده خماری است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth