شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در تماشای تو هر چشمی دلی استپاکی بینش قمار مشکلی است
۲
هست برما بی بری چون بید بارشهرت بیحاصلی هم حاصلی است
۳
آرزوی منصب دنیا بلاستقطره را هر موج امید ساحلی است
۴
با نظر تنگی بود دنیا فراخمور را هر نقش پا سرمنزلی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth