شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جایی که دامگاه غزال رمیدگی استصیاد چاره وحشت در خون تپیدگی است
۲
احرام طوف کعبه دیدار بسته ایمدر بند زاد و راحله بودن ندیدگی است
۳
یک دیده خواب راحت سیمابم آرزوستبی طاقتی به مذهب ما آرمیدگی است
۴
کی می رسد به گوشه ابروی او هلالاین دلکشی به زورکمان کشیدگی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth