شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگاهش دورگرد آشنایی استتغافل بر سر صبرآزمایی است
۲
به خون افتاده مرغ دام او راتپیدن بال پرواز رهایی است
۳
چو دل باشد تسلی از خیالیامید وصل کافر ماجرایی است
۴
کند در غنچه پنهان نقد خود رامیان بلبل و گل هم جدایی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth