خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وحدت جهان گرفت و تماشا چنانکه هستصدرنگ گل برآمد و بلبل همان که هست
۲
دارد دلم برای غمت کارخانه ایبیرون از این زمین و از این آسمان که هست
۳
عکس تو را به روی گل و خار می کشدآیینه را شناخته ایم آنچنان که هست
۴
پیش از خیال محرم راز تو بوده ایمدر خاطر تو جای دلم آن نشان که هست
صفحهٔ ۱ از ۲