خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر دل غبار گشته امید خیال هستباران شکار ابر پراکنده حال هست
۲
پروانه آبروست گهر صاف طینت استهر جا که حسن پاک بود انفعال هست
۳
سر می کنیم پیش تو گر پر گشودنی استدر طالع خموشی ما یک سؤال هست
۴
آهی بساط گریه ما را گشوده استصدگونه گل به سایه یک نو نهال هست
صفحهٔ ۱ از ۲