شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما را که سر عشرت و پروای طرب نیستگر درد به درمان نفروشیم عجب نیست
۲
بی خضر توکل نتوان کرد سراغشنقش پی گمنام تو در راه طلب نیست
۳
در مکتب تسلیم شهیدان وفا راجز جوهر شمشیر تو سرمشق ادب نیست
۴
هر قطره ای از خون شهیدان گل صبح استجایی که دمد صبح ز شمشیر تو شب نیست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth