خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از رشک بلبلم دل حسرت نصیب نیستاز صد هزار غنچه یکی خنده زیب نیست
۲
از هر گلی چراغ به رنگی کشد گلابپروانه خام مشغله چون عندلیب نیست
۳
بیگانه خویش می شود از مشرب رساالفت به هر کجا که نشیند غریب نیست
۴
تأثیر ناله از دل آسوده می برنددرکشوری که درد نباشد طبیب نیست
صفحهٔ ۱ از ۲