شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کدام صبح که سرمشق انتظارم نیستکدام شب که سر گریه در کنارم نیست
۲
ز بیزبانی خود شکر بر زبان دارمکه سهو شکوه در اوراق روزگارم نیست
۳
ز ابر سایه برگ خزان سرشته گلمشکفتگی است که در خاطر بهارم نیست
۴
شکفتگی نپذیرد اگر غبار شومز سخت رویی دل عقده ای به کارم نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth