شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دور چشم توام التجا به دوران نیستنگاه گرم کم از خاتم سلیمان نیست
۲
فریب خورده دام نگاه می داندکه زیر تیغ تغافل نشستن آسان نیست
۳
ز گرد راه تو روشن کنم سواد نظرغبار بینشم از سرمه صفاهان نیست
۴
مرا که یاد رخ دوست گلشن نظر استهجوم گریه کم از جوش عندلیبان نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth