شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رواج ساختگی های روزگار نداشتزر شکسته دل بیش از این عیار نداشت
۲
غبار سوخته ما به لاله زار گریختتحمل نفس سرد روزگار نداشت
۳
وجود عرض سپه دید در مصاف عدمبه سرگذشتگی شوق یک سوار نداشت
۴
در آن زمانه مدار و معاشم از دل بودکه روزگار معاش و فلک مدار نداشت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth