خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشتکلفت دایمی الفت هر خام نداشت
۲
باده را شیشه کم ظرف ز جوش افکندهدر گلستان خم از عربده آرام نداشت
۳
دل ما آینه راز دو عالم شده استمی توان گفت که جمشید هم این جام نداشت
۴
سبزه از لاله صد رنگ برون آوردهبا دعا گوی چو من این همه دشنام نداشت
صفحهٔ ۱ از ۱