شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از قدش جلوه باز کام گرفتهر قدم حیرتی به دام گرفت
۲
زهد مشرب پرست را نازمدر شب روزه رفت و جام گرفت
۳
توبه می درست پیمان نیستنتوان روزه حرام گرفت
۴
عسس باده بین که ماه صیامصبح را در لباس شام گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth