خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا غمش در دلم قرار گرفتبرگ گل شعله در کنار گرفت
۲
خویش آتش ز گل نمی دانستدل ما را ز ما چکار گرفت
۳
دل یکرنگ خویش را نازمخویش را تنگ در کنار گرفت
۴
بی تو دیگر چه می توان گفتچشم آیینه ها غبار گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳