خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دم ز گریه فیض نوی میتوان گرفتسامان خرمنی ز جوی میتوان گرفت
۲
در راه شوق توشه دل درد دل بس استعمر گذشته را به دوی میتوان گرفت
۳
جولان دل شکاریش از کار برده استمستانه میرسد جلوی میتوان گرفت
۴
منشین ز پا که خضر دچارت نمی شوددامان شوق هرزه دوی می توان گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲