شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ره بر امید بیشترک می‌توان گرفتپُر انتقام‌ها ز فلک می‌توان گرفت
۲
گر سخت‌جانی دل ما امتحان کنیخوش آتشی ز سنگ محک می‌توان گرفت
۳
پرسیدمش ز صید لب خود گزید و گفتصیاد را به دام نمک می‌توان گرفت
۴
صیاد شوخ تا ز نمک دام می‌کشدخوش صیدی از پری و ملک می‌توان گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth