شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پرده چشم سمن پیراهنتجای بوی پیرهن پیراهنت
۲
از تنت جای عرق دل می چکدمحشر آشوب من پیراهنت
۳
ماه از شوق کتانی جان دهدگشته لبریز بدن پیراهنت
۴
خوش خیالی جلوه اندام تونازکی مضمون سخن پیراهنت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth