شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رشته وادی هجر تو گرم سر می‌دادشوق کی فرصت پرواز کبوتر می‌داد
۲
شمع تا روز ز افسانه هجرم می‌سوختداغم امشب خبر از گردش اختر می‌داد
۳
یاد پیکان تو می‌داد نویدی به دلمکاش تیر تو که دل می‌دهدم پر می‌داد
۴
ما و دل تهنیت عید به هم می‌دادیمحسن روزی که به مژگان تو خنجر می‌داد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth