شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با ذوق گریه از دل خوناب کم نگرددتا ابر مایه دارد سیلاب کم نگردد
۲
کی گریه می تواند خالی کند دلم رااز کاسه حبابی گرداب کم نگردد
۳
در دست اهل همت سیماب می شود سیماز کیسه لئیمان سیماب کم نگردد
۴
تنگ است چشم گردون تنگ است عرض مطلبمنگر که از بساطش اسباب کم نگردد؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth