شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر خاکستر پروانه ما توده می گرددپر از گل می شود گر دامنی فرسوده می گردد
۲
جلایی می دهد آیینه او را غبار ماعلاج ضعف دل باشد گهر چون سوده می گردد
۳
دعایی می کند پنهان زبانش لکنتی دارددلم گاهی میان اضطراب آسوده می گردد
۴
ز گردشهای چشمش می توان دیدن چه دل داردکه ساقی سرگران از ساغر پیموده می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth