خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۴۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز آهم خاطر منت گساران تازه می گرددز اشکم کینه مطلب حصاران تازه می گردد
۲
به آتشپاره های داغ دل بیجا نمی نازمبه خون غلطم بهار لاله کاران تازه می گردد
۳
به رنگ می هماغوش شکستن توبه ای دارمکه از داغش دل مطلب خماران تازه می گردد؟
۴
به رویش اشک می ریزم به سویم گرم می بینددماغ شعله در گلگشت باران تازه می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲