شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گردیده ام اسیر دوا یا علی مددضعفم رسا فتاده رسا یا علی مدد
۲
مشکل گشای بی سر و پایان عالمیخوش گشته ایم بی سر و پا یا علی مدد
۳
پیچیده ضعف چون رگ و پی در وجود منرفتار گشته حسرت پا یا علی مدد
۴
ای خاک جلوه گاه سگانت طبیب خیزگردم به باد داد دوا یا علی مدد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth