خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۴۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پس از عمری به رویم گر نگاهی کرد جا داردشهید زخم شمشیر تغافل اجرها دارد
۲
فروغ آشناییها نگاه گرم استغنادر این گلشن گل بیگانگی بوی وفا دارد
۳
تغافلهای اول قاصد پیغام دلجویتنوازشنامه های لطف پنهان را جفا دارد
۴
لب از حرف تمنا تا نبندی کار نگشایدخموشی صد کلید از بهر قفل مدعا دارد
صفحهٔ ۱ از ۲