خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۴۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بخت با ما سر جفا داردنا امیدی چه اجرها دارد
۲
اگر انصاف دادرس باشدعاشق زنده خونبها دارد
۳
هر چه می بینم از تو خالی نیستسبزه شوخ است و گل صفا دارد
۴
بی تو عمر ابد گوارا نیستمزه آب ناشتا دارد
صفحهٔ ۱ از ۱