شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در راه تو دل شتاب داردبیتاب تو گشته تاب دارد
۲
از مستی چشم می پرستتتا چشم پیاله خواب دارد
۳
آه از دل آرمیده مندر خاک هم اضطراب دارد
۴
زاهد تو به میکشان چه داریصد حرف تو یک جواب دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth