شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بوی گل و روی ماه داردآیینه هزار آه دارد
۲
گفتم که نگاه کن خدا راگفتا که خدا نگاه دارد
۳
پروانه و بلبلش دعاگوستاز شعله و گل سپاه دارد
۴
حیران نظاره نهانشصد عذر به یک گناه دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth