شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل پژمرده، رنگی غیر حسرت برنمی‌دارددل افسرده، داغی جز خجالت برنمی‌دارد
۲
شهید جلوه او خاطر آسوده‌ای داردکه خوابش سر ز بالین تا قیامت برنمی‌دارد
۳
ندانم چون کریم از خجلت سائل برون آیددلی تا خون نگردد رنگ منت برنمی‌دارد
۴
دل دیوانه از قید عالم رسته‌ای دارمکه ناز مهر و تمکین عداوت برنمی‌دارد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth