شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم ز دانه ناکشته دامنی دارددر این بهار که هر خوشه خرمنی دارد
۲
حجاب دردسر یار می کشد ستم استگل بهار تماشا نچیدنی دارد
۳
مباد حوصله گلستان غبار شوددلم ذخیره غافل شکفتنی دارد
۴
نصیحتی ز صبا گوش کرده ام که مپرسنگفتنی است حدیثی که گفتنی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth