شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواب اگر پی به سرگریه شبگیر آردصبح را بهر شفاعت به چه تدبیر آرد
۲
سبزه شد دود چراغ دل و بیداد هنوزبر سرخاک منش دست به شمشیر آرد
۳
چون سراسیمه نباشم که به هر گردش چشمصیدی از سایه مژگان به سر تیر آرد
۴
سیرگاهش لب جوی است و گلش سایه ابرجز جنون آب و هوا را که به زنجیر آرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth