شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی دل کلید راز به دست زبان سپردبحر گهر به موج کجا می توان سپرد
۲
دود است گرد حمله ما در نبرد خصمآتش زند به معرکه چون دل عنان سپرد
۳
جان می توان سپرد به یک روی دل ولیکی راز دوستان به کسی می توان سپرد
۴
صحرا ز پاره دل بی اعتبار ماگوهر به کیسه کرد و به ریگ روان سپرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth