خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنگ دل از نغمهای نی از نوایی میبردهر خراش نالهای راهی به جایی میبرد
۲
ناله نی حسن مجلس را پریشان طرّهای استهر دل از شوخی به تاراج هوایی میبرد
۳
حاصل دیوانه آب از شبنم گل میخوردسبزهاش تاب از نسیم جعد سنبل میبرد
۴
بیخودی گل میکند از نالهٔ نی در دلمنیستان پنداری آب از چشم بلبل میبرد
صفحهٔ ۱ از ۱